تبليغاتX
شنـــــــــــــــل قرمــــــــــــــــزی





















شنـــــــــــــــل قرمــــــــــــــــزی

*جمعه پیش قرار شد با دخترپرتغال و فیو  بریم نمایشگاه مطبوعات.  در آخرین لحظات فیو منصرف شد و منو دخترپرتغال رفتیم.(فیو اینو درگوشی بهت میگم : سرسنگین شدی ها ولی دوست دارم زیاد) کلی با هم حرف زدیم یه عالمه خبرای داغ به هم دادیم . توی نمایشگاه هم کلی دوست نوجوون پر انری دیدم و حسابی خوش گذشت . جای همه اونایی که نیومده بودن خالی بود مخصوصا سمانه مالمیر و مهدیار دلکش. توی راه برگشت  همراه  فهیمه کاکتوس خریدیم . من دوتا کاکتوس خریدم که فروشنده می گفت اسم یکیشون "زبون مادر شوهره"و اون یکی "صندلی مادر زن"! هنوزم تو فکر اینم کی واسه این کاکتوسا اسم انتخاب کرده .الانم این دوتا کاکتوسا روبه روم روی میز آروم و بی آزار نشستن.

 

*من فکر کنم بعد از فارغ التحصیلیم یه مترجم بشم تا یه مهندس! از بس که این اساتید گرام پروژه های تحقیقی رو به لاتین می خوان یا میگن فلان مقاله رو ترجمه کنید.

 

*توی کلاسمون یه پسره هست که تا به حال نشده  یه کلاس رو تا آخرش بمونه . اگرم بمونه  هی میره بیرون میاد تو . داشتم اینو میگفتم که استادمون داشت حضور و غیاب می کرد وقتی کارش تموم شد گفت اسم کی خونده نشد ؟ همون پسره دستش رو برد بالا . استادمون گفت شما آقای؟ اونم گفت آقای "ه" هستم . ما رو بگی از خنده منفجر شدیم . مردم چقدر خودشون رو تحویل میگیرن . حیف که آخر کلاس بود وگرنه کلی کرکره خنده می شد.

 

*باحال تر از من وجود نداره . می دونید چرا؟ چون پسوردم رو یادم رفته بود! به همین خاطر از "خرگوش بازیگوش" که توی خصوصی نظر داده بود و من شرمندش شدم معذرت می خوام.

 

*سر زنگ تربیت بدنی دوستم  منصوره رو اغفالش کردیم و فرستادیم از دیوار صخره نوردی بره بالا . اونم رفت بالا دیگه نتونست بیاد پایین!! .  استادمون هی میگفت  بیا پایین .اونم نمی تونست . ما که مرده بودیم از خنده . ما واسه تربیت بدنی هم  مقاله ترجمه کردیم.

 

*این پست رو که دارم می نویسم هوا ابریه .اینقدر از این هوای ابری خوشم میاد که نگو . فعلا کافیه تا بعد.

+نوشته شده در جمعه 8 آبان1388ساعت16:55توسط شنل قرمزی | |

 

دلم برای لباسهای زمستانی تنگ شده .....

+نوشته شده در دوشنبه 20 مهر1388ساعت11:5توسط شنل قرمزی | |